سيد علي اكبر قرشي

341

قاموس قرآن ( فارسي )

فهماندن اين حقيقت است كه خدا در عين عزّت و توانائى كارهايش از روى حكمت و مصلحت است و در عين حال مهربان ، بخشاينده ، وهاب ، دانا ، پسنديده و . . . است نبايد از عزت خدا بهراسيد . گاهى در مقام تهديد آمده : * ( « وَالله عَزِيزٌ ذُو انْتِقامٍ » ) * آل عمران : 4 . در بعضى از آيات آمده : * ( « إِنَّ الله لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ » ) * حج : 40 . ظاهرا مراد از عزيز در اين آيات منيع و دافع است يعنى خدا قوى است كسى او را زبون نتواند كرد و عزيز و منيع است كه كسى بمقام و سلطنت او نرسد . آيه چنين است * ( « . . . وَلَيَنْصُرَنَّ الله مَنْ يَنْصُرُه إِنَّ الله لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ » ) * شايد قوى اشاره باصل قدرت و عزيز اشاره بعملى كردن آن باشد يعنى هم نيرومند است و هم بر اعمال آن تواناست و شايد در آياتى نظير آيهء فوق نيز اين عنايت تصوّر شود . عزيز گاهى بمعنى سخت و دشوار آمده مثل * ( « وَما ذلِكَ عَلَى الله بِعَزِيزٍ » ) * ابراهيم : 20 . * ( « عَزِيزٌ عَلَيْه ما عَنِتُّمْ » ) * توبه : 128 . ايضا بمعنى گرامى و محترم نحو * ( « وَما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزِيزٍ » ) * هود : 91 . هكذا بمعنى حكمران و شخص قدرتمند مثل * ( « امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُراوِدُ فَتاها عَنْ نَفْسِه » ) * يوسف : 30 . * ( « يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ » ) * يوسف : 88 . در آيهء * ( « ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ » ) * دخان : 49 . گفته‌اند : بر سبيل استهزاء و تهّكم است . اعزّة : جمع عزيز است * ( « وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً » ) * نمل : 34 . عزيزان اهل شهر را ذليلان گردانند . عُزّى : بضم ( ع ) * ( « أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى . وَمَناةَ الثَّالِثَةَ الأُخْرى » ) * نجم : 19 و 20 . آن بتى بود مشهور . در فرهنگ قصص القرآن تأليف آقاى صدر بلاغى ص 342 آمده : عزّى يكى از بزرگترين بتهائى است كه از طرف عرب مخصوصا قبيلهء قريش پرستيده ميشد . بتكدهء عزّى در وادى نخلهء شاميّه بالاى سر « ذات عرق » ميان راه عراق و مكَّه بود و